ترجمه "scruffy" به فارسی

مندرس, نامرتب, ژنده بهترین ترجمه های "scruffy" به فارسی هستند.

scruffy adjective noun دستور زبان

untidy in appearance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مندرس

    It was a scruffy grey bear, nothing special, but I'd had it since I was a baby.

    آن یک خرس خاکستری مندرس بود، چیز خاصی نبود، اما من از بچگی آن را پیش خودم دیده بودم.

  • نامرتب

  • ژنده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کثیف
    • درهم ریخته
    • پاره پوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scruffy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scruffy proper

Name for a dog.

+ اضافه کردن

"Scruffy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scruffy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "scruffy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه