ترجمه "scum" به فارسی

کف, تفاله, ریماه بهترین ترجمه های "scum" به فارسی هستند.

scum verb noun دستور زبان

(uncountable) A layer of impurities that accumulates at the surface of a liquid (especially molten metal or water). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کف

    noun
  • تفاله

    noun
  • ریماه

  • ترجمه های کمتر

    • کفک
    • رویه
    • آشغال
    • انگل
    • بدردنخور
    • آخال
    • پالودن
    • کفاب
    • کنجال
    • فرومایه
    • (تصفیه ی شکر) تفاله
    • (جمع) فضولات
    • (فلز مذاب) سرباره
    • (لایه ی روی آبگونه ها در اثر تخمیر یا جوشاندن و غیره) سرجوش
    • (مجازی) زاید
    • (مجازی) پست
    • رویه بستن
    • ریم آهن (scoria و dross هم می گویند)
    • ریماه دار شدن
    • سرباره پیدا کردن
    • سرباره یا کفاب (و غیره را) گرفتن
    • مواد زاید
    • کف گیری کردن
    • کفک گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scum

Scum (Armed n Dangerous album)

+ اضافه کردن

"Scum" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scum در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scum" با ترجمه به فارسی

  • (لایه ای از خزه و جلبک و شوجه و غیره که بر سطح آب های دریاچه یا استخر و غیره تشکیل می شود) جفارویه · مواد آلی روی آب
  • خرده نان · کوزه گلی
اضافه کردن

ترجمه های "scum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه