ترجمه "seabed" به فارسی

th drya, بستر اقيانوس, بستر اقیانوس بهترین ترجمه های "seabed" به فارسی هستند.

seabed noun دستور زبان

The floor or bottom of the sea or ocean [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • th drya

  • بستر اقيانوس

  • بستر اقیانوس

    noun

    It formed when tectonic forces pushed the seabed under the adjoining continental plate.

    اینجا در اثر فشار نیروهای تکتونی به بستر اقیانوس در جایی که ورقه های قاره ای به هم می پیوستند تشکیل شد

  • ترجمه های کمتر

    • بستر دریا
    • ته دریا
    • دریا بستر
    • كف دريا
    • کف دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seabed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "seabed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه