ترجمه "seaboard" به فارسی

ساحلی, خط ساحلی, دریا کناری بهترین ترجمه های "seaboard" به فارسی هستند.

seaboard noun دستور زبان

The area bordering the sea; a coastline. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحلی

    adjective

    The State possesses several harbours on its long seaboard

    دولت در ناحیه ساحلی صاحب چندین بندرگاه است

  • خط ساحلی

    noun
  • دریا کناری

  • ترجمه های کمتر

    • ناحیه ی کنار دریا
    • کرانه ای
    • کرانه دریا
    • کرانه ی دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seaboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "seaboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه