ترجمه "seafaring" به فارسی

دریانوردی, ملوان, دریانورد بهترین ترجمه های "seafaring" به فارسی هستند.

seafaring adjective noun دستور زبان

Following a life at sea. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریانوردی

    noun
  • ملوان

    noun

    and the thought had been mingled in my nightmares with that of the one legged seafaring man.

    و اندیشة آن در کابوسهای من با ملوان یک پا در هم میآمیخت.

  • دریانورد

    Yet you had Nantucket's great seafaring family to adopt you.

    یه خانواده ی دریانورد معروف نانتاکتی. شمارو به فرزندی گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • دریاگرد
    • شغل ملوانی
    • مسافرت از راه دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seafaring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "seafaring" با ترجمه به فارسی

  • بحر پیما · تخته کف · دریانورد · ملوان · ناوی
اضافه کردن

ترجمه های "seafaring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه