ترجمه "sear" به فارسی

پژمرده, خشکاندن, پلاسیدن بهترین ترجمه های "sear" به فارسی هستند.

sear adjective verb noun دستور زبان

Part of a gun that retards the hammer until the trigger is pulled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمرده

    adjective

    For you the red stream stains the grass; for you the living flesh is seared and torn.

    آن جوی خون به خاطر شما چمن را رنگین ساخته است؛ آن تن جاندار به خاطر شما پژمرده و پارهپاره شد.

  • خشکاندن

    verb
  • پلاسیدن

  • ترجمه های کمتر

    • پژمردن
    • (با آهن داغ) داغ زدن (to brand هم می گویند)
    • (برگ و غیره) خشک شدن
    • (تفنگ و غیره) چخماق
    • (در تیربار) چکاننده
    • (سطح چیزی را با حرارت زیاد)سوزاندن
    • (گوشت را با حرارت زیاد و تند) به طور سطحی سرخ کردن
    • بی احساس کردن
    • جای سوختگی
    • داغ کردن
    • رجوع شود به sere
    • رو سوز کردن
    • سخت کردن
    • پایه ی آتش
    • پژمرده کردن
    • چخماق نگهدار
    • کرخ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه