ترجمه "searching" به فارسی

(باد) سوزدار, تیز, جستارگر بهترین ترجمه های "searching" به فارسی هستند.

searching adjective noun verb دستور زبان

Present participle of search. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (باد) سوزدار

  • تیز

    adjective
  • جستارگر

  • ترجمه های کمتر

    • دقیق
    • رخنه یاب
    • طالب
    • فرورو
    • موشکافانه
    • نافذ
    • کامل
    • کنجکاو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " searching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "searching" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "searching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه