ترجمه "seashore" به فارسی

ساحل, کرانه, (حقوق) بخشی از کرانه که میان حد جذر و مد قرار دارد بهترین ترجمه های "seashore" به فارسی هستند.

seashore noun دستور زبان

the coastal land bordering a sea or an ocean [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    At the seashore, my heart calls out to you.. oh!

    کنار ساحل دريا ، دلم تو رو صدا ميکنه ، واي!

  • کرانه

  • (حقوق) بخشی از کرانه که میان حد جذر و مد قرار دارد

  • ترجمه های کمتر

    • دریا کنار
    • ساحل دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seashore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seashore
+ اضافه کردن

"Seashore" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seashore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "seashore" با ترجمه به فارسی

  • ساحل ملی جزیره پادره
  • (امریکا - کرانه ای که برای برای شنا و شکار و ماهیگیری برای استفاده ی همگان توسط دولت فدرال نگهداری می شود) کرانه ی ملی
اضافه کردن

ترجمه های "seashore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه