ترجمه "seaside" به فارسی
ساحل, ساحلی, کرانه بهترین ترجمه های "seaside" به فارسی هستند.
seaside
adjective
noun
دستور زبان
The area by and around the sea; bay; beach; promenade [..]
-
ساحل
nounA line or zone where the land meets the sea or some other large expanse of water.
As a special treat, Lou has taken his friend Andy to the seaside.
به یه منظور خاص, لو دوستش اندی رو به ساحل آورده
-
ساحلی
adjectiveShe made clothes for needy widows in her seaside town of Joppa.
او برای زنان نیازمند شهر ساحلی یافا لباس میدوخت.
-
کرانه
-
ترجمه های کمتر
- کرانی
- دریا کنار
- زمین ساحلی
- کرانه ای
- کرانه دریا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seaside " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seaside
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Seaside" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seaside در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "seaside"
عباراتی شبیه به "seaside" با ترجمه به فارسی
-
ساحلی · ساکن دریاکنار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن