ترجمه "seasonably" به فارسی
بموقع ترجمه "seasonably" به فارسی است.
seasonably
adverb
دستور زبان
Varying with the season. [..]
-
بموقع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seasonably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seasonably" با ترجمه به فارسی
-
تکامل فصلی · تکوین فصلی
-
تغییر فصلی
-
بیکاری فصلی
-
(به ویژه از نظر آب و هوا و فصل سال) مناسب · بجا · بموقع · بهنگام · جور · درخور · عادی · موسمی
-
فصل رویش
-
فصليت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن