ترجمه "seasider" به فارسی
ساحلی, ساکن دریاکنار بهترین ترجمه های "seasider" به فارسی هستند.
seasider
noun
دستور زبان
someone who lives on the seaside [..]
-
ساحلی
adjectiveShe made clothes for needy widows in her seaside town of Joppa.
او برای زنان نیازمند شهر ساحلی یافا لباس میدوخت.
-
ساکن دریاکنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seasider " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seasider
noun
دستور زبان
(soccer) someone connected with Blackpool Football Club, as a fan, player, coach etc. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Seasider" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seasider در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "seasider" با ترجمه به فارسی
-
دریا کنار · زمین ساحلی · ساحل · ساحلی · کرانه · کرانه ای · کرانه دریا · کرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن