ترجمه "secretive" به فارسی
مرموز, نهفتگر, تودار بهترین ترجمه های "secretive" به فارسی هستند.
secretive
adjective
دستور زبان
Having an inclination to secrecy. [..]
-
مرموز
adjectiveNow you're living some secret life, apart from your family.
حالا يه زندگي مرموز و جدا از خانواده ـت داري.
-
نهفتگر
-
تودار
-
ترجمه های کمتر
- آب زیرکاه
- اهل اختفا و نهان کاری
- رجوع شود به secretory
- مخفی کار
- نهان کار
- پنهان کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secretive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "secretive" با ترجمه به فارسی
-
اغماض
-
(اداره یا سازمان) بازرسی نهانی · (امریکا - S و S بزرگ) اداره ی بازرسی وزارت دارایی (که کار آن مبارزه با جاعلان اسکناس وحفظ جان رییس جمهور و غیره است)
-
رازهای مخوف، سفید نماد دهشت است.
-
برنامه نویسی · رمز نویسی · رمزگذاری
-
راز آشکار · سر افشا شده
-
رأی مخفی · رای مخفی
-
پلیس مخفی
-
اختفا کردن · تراوش کردن · تراویدن · ترشح کردن · مخفی نگه داشتن · نهان داشتن · نهفتن · پنهان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن