ترجمه "sectionalism" به فارسی

آیین محلی, اصطلاح محلی, علاقه ی زیاد به بخش بخصوصی از کشور (و غیره - معمولا به زیان سایر بخش ها) بهترین ترجمه های "sectionalism" به فارسی هستند.

sectionalism noun دستور زبان

Promoting the good of one region over that of others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیین محلی

    noun
  • اصطلاح محلی

    noun
  • علاقه ی زیاد به بخش بخصوصی از کشور (و غیره - معمولا به زیان سایر بخش ها)

  • ترجمه های کمتر

    • ناحیه گرایی
    • کوته بینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sectionalism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sectionalism" با ترجمه به فارسی

  • امپراطوری · قیصری
  • (در ارکستر و غیره) سازهای نواخت انگیز (مانند طبل و غیره)
  • قرارگاه و تولی قرارگاه بخش تحرکات مرکزی
  • (در اندازه گیری قطعه زمین) یک چهارم · نیم مایل مربع (061 ایکر)
  • امپراطوری · قیصری
  • (ارتش) جوخه · (جراحی) برش · (شهر) برزن · (کشور) ناحیه · الف کردن 3 · بخش بخش کردن · برشگاه · بریدن (به بخش های کوچک) · بریده · به صورت مقطع بریدن 2 · تراشه · جز · جزجز کردن 4 · شکافتن · عمل · عمل بریدن · فرشیم · قاچ کردن · قطع · قطع کردن · محله · مقطع · منطقه · نما یا تصویر میانبر · پر · گوه
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تحلیل مقطعی · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
اضافه کردن

ترجمه های "sectionalism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه