ترجمه "securement" به فارسی
تامین, تشیید, تحصیل بهترین ترجمه های "securement" به فارسی هستند.
securement
noun
دستور زبان
The act of securing [..]
-
تامین
I am in charge of making this country's food secure.
مسئولیت من در این کشور تامین غذای آن است.
-
تشیید
-
تحصیل
nounWell, I would secure for myself a fortune independent of him
از به این اکتفا نکرده و خود سرمایه جداگانه تحصیل کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " securement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "securement" با ترجمه به فارسی
-
مساعده در برابر تأمین
-
گروه امنیت جهانی با میل فعال شده
-
کندک محافظ
-
اوراق بدهی قابل معامله
-
امنیت گروهی (اتحادیه چند کشور و مقابله ی دسته جمعی آنها با کشوری که یکی از آنها را تهدید کند) · تامین اجتماعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن