ترجمه "seed" به فارسی

بذر, تخم, دانه بهترین ترجمه های "seed" به فارسی هستند.

seed verb noun دستور زبان

Held in reserve for future growth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بذر

    noun

    time capsule containing small embryonic plant

    For example, this is a noble fir seed we found.

    برای مثال، ما این بذر درخت صنوبر قدیمی را یافتیم.

  • تخم

    noun

    fertilized grain

    Baba sighed and, this time, tossed a whole handful of car damom seeds in his mouth.

    بابا آه کشید و این بار مشتی تخم میخک به دهان ریخت..

  • دانه

    noun

    To add a database, either a blank database or a copy of the production database, to the storage group copy. This becomes the baseline database for the passive copy of the storage group.

    But no matter what you do that seed will grow to be a peach tree.

    آه درسته, اما بدون کار تو هم اون دانه رشد مي کنه تا يه درخت هلو بشه.

  • ترجمه های کمتر

    • تُخم
    • بزر
    • نسل
    • حبه
    • کاشتن
    • نطفه
    • تخمه
    • ذره
    • دان
    • ریشه
    • اعقاب
    • باضافه
    • ریزدانه
    • منج
    • گندمه
    • سرآغاز
    • جنین
    • اصل
    • (ابر را) بارور کردن
    • (برای رشد یا پیشرفت و غیره) انگیزاندن 4
    • (به ویژه گیاه) تخم
    • (قدیمی) تبار
    • (قدیمی) منی
    • (مجازی) سرچشمه
    • (مسابقات به ویژه تنیس) شرکت کنندگان را رتبه بندی کردن (به طوری که در مراحل اول بهترین ها با هم روبرو نشوند)
    • (گیاه) به تخم نشستن
    • باران زا کردن 1
    • بذر افشاندن 2
    • بذر حقيقي
    • بذری 5
    • بی دانه کردن 3
    • تخم آوری
    • تخم ریختن
    • تخم کاشتن
    • حباب کوچک هوا (مثلا در شیشه) 0
    • دارای تخم رسیده شدن
    • رتبه 6
    • رجوع شود به spore
    • ریز بلور افشانی کردن
    • ریزبلور (ذرات ریزی که برای بلورین کردن یا ایجادباران در محلول یا ابر وغیره می پاشند)
    • زاد و رود
    • مرحله ی تخم گذاری یا تخم ریزی
    • میوه ی کوچک و دانه مانند
    • هسته یا دانه ی چیزی را در آوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "seed"

عباراتی شبیه به "seed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه