ترجمه "selection" به فارسی
پسند, انتخاب, دستچین بهترین ترجمه های "selection" به فارسی هستند.
selection
noun
دستور زبان
The process or act of selecting. [..]
-
پسند
noun -
انتخاب
nounWe must select a suitable person for any post.
برای هر پست باید فرد مناسبی را انتخاب کنیم.
-
دستچین
I hand-selected these men myself.
من خودم این افراد رو دستچین کردم
-
ترجمه های کمتر
- گزینش
- برگزیده
- گلچین
- گزین
- گزیده
- باختنا
- گردآورد
- (زیست شناسی) گزینش
- انتخاب (روشهای زادگیری)
- انتخاب اوليه
- انتخاب مصنوعي
- زادگیری انتخابي
- غربالگري واريته
- قطعه منتخب
- مجموعه (ی متنوع)
- مورد انتخابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Selection
-
انتخاب
nounWe must select a suitable person for any post.
برای هر پست باید فرد مناسبی را انتخاب کنیم.
-
انتخاب – گزینش
عباراتی شبیه به "selection" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی انتخاب
-
صافی با انتخاب
-
کژگزینی
-
مرتبسازی انتخابی
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
(رادیو دارای قدرت تمرکز روی ایستگاه مورد دلخواه و حذف صدای ایستگاه های مجاور) گزینگر · انتخابی · به گزین · دارای اختیار گزینش · دیرگزین · سخت گزین · سختگیر در پذیرش · متمایل به گزینش · مشکل پسند · وابسته به گزینش · گزیده · گزینشی
-
گزیدن · گزیننده
-
انتخاب · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · زادگیری انتخابي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن