ترجمه "selective" به فارسی

انتخابی, گزینشی, دیرگزین بهترین ترجمه های "selective" به فارسی هستند.

selective adjective دستور زبان

Of or pertaining to the process of selection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخابی

    adjective

    Selective obedience brings selective blessings, and choosing something bad over something worse is still choosing wrong.

    اطاعت انتخابی برکات انتخابی میآورد، و انتخاب چیزی بد از چیزی بدتر هنوز انتخابی خطا است.

  • گزینشی

    We should have no problem uploading the remaining selected memories.

    مشکلی نداریم که... بقیه خاطرات گزینشی رو آپلود کنیم.

  • دیرگزین

  • ترجمه های کمتر

    • گزیده
    • (رادیو دارای قدرت تمرکز روی ایستگاه مورد دلخواه و حذف صدای ایستگاه های مجاور) گزینگر
    • به گزین
    • دارای اختیار گزینش
    • سخت گزین
    • سختگیر در پذیرش
    • متمایل به گزینش
    • مشکل پسند
    • وابسته به گزینش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " selective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "selective" با ترجمه به فارسی

  • جستجوی انتخاب
  • صافی با انتخاب
  • کژگزینی
  • پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
  • گزیدن · گزیننده
  • (زیست شناسی) گزینش · انتخاب · انتخاب (روشهای زادگیری) · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · باختنا · برگزیده · دستچین · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته · قطعه منتخب · مجموعه (ی متنوع) · مورد انتخابی · پسند · گردآورد · گزیده · گزین · گزینش · گلچین
اضافه کردن

ترجمه های "selective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه