ترجمه "semester" به فارسی
ترم, نیمسال تحصیلی, نیمسال بهترین ترجمه های "semester" به فارسی هستند.
semester
noun
دستور زبان
Half of a school year (US) or academic year such as fall or spring semester. [..]
-
ترم
half of school year
I decided to study acting for a semester.
تصمیم گرفتم که به مدت یک ترم در رشتهی بازیگری درس بخوانم.
-
نیمسال تحصیلی
half of school year
She was in for a long semester in this class, at least.
قرار بود نیمسال تحصیلی طولانی ای داشته باشد حداقل در این کلاس.
-
نیمسال
nounShe was in for a long semester in this class, at least.
قرار بود نیمسال تحصیلی طولانی ای داشته باشد حداقل در این کلاس.
-
ترجمه های کمتر
- زمستر
- لاسمين
- (آموزش - دوره ی تحصیلی حدود 81 هفته) نیمسال تحصیلی
- دوره ی شش ماهه
- نیمسال آموزشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semester " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن