ترجمه "semi" به فارسی
نیمه, تقریبا نصف, دوره نیمه نهایی بهترین ترجمه های "semi" به فارسی هستند.
semi
noun
دستور زبان
(slang) A partial erection. [..]
-
نیمه
nounHe spent days together in a dreamy state of semi intoxication.
روزها را به حالت رؤیا و نیمه مستی میگذراند.
-
تقریبا نصف
noun -
دوره نیمه نهایی
noun
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به semitrailer
- نصف شده
- نیمه نهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Semi
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Semi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Semi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "semi" با ترجمه به فارسی
-
کارگر نیمه ماهر
-
ناتمام · ناقص [semicivilized] · ناکامل · نصف [semicircle] · نیم · نیمه
-
کار نیمه ماهرانه
-
شبه هوشمند
-
نظام نیمهریاستی
-
کالاهای نیمه تمام
-
داده های ساخت نیافته؛ دادههای ساختار نایافته · دادههای نیمهساختیافته
-
کالاهای نیمه ساخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن