ترجمه "semimonthly" به فارسی
ماهی دوبار, پانزده روز یکبار, پانزده روزه بهترین ترجمه های "semimonthly" به فارسی هستند.
semimonthly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Occurring twice a month or at half month intervals. [..]
-
ماهی دوبار
adjective -
پانزده روز یکبار
-
پانزده روزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semimonthly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن