ترجمه "seminal" به فارسی
اصلی, بنیادین, توالدی بهترین ترجمه های "seminal" به فارسی هستند.
seminal
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to seed or semen. [..]
-
اصلی
adjective -
بنیادین
-
توالدی
-
ترجمه های کمتر
- زایشی
- نرابی
- آغازگر
- جنینی
- تخمی
- بدوی
- حیاتی
- اساسی
- مهم
- (مجازی) زایشگر
- اندیشه آفرین
- باز آورشی
- بدعت گر
- جرثومه ای
- دانه ای
- مکتب آفرین
- وابسته به تخم یا بذر یا منی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seminal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seminal
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Seminal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seminal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "seminal" با ترجمه به فارسی
-
افشانش · انتشار · تخم افشانی · تخم پاشی · نشر · پراکنش
-
باضافه · دانه · نطفه
-
غده وزیکولی
-
غدد وزیکولی · وزيكلهاي منوي
-
اسپرم · انزالكردن · منی · پلاسماي مني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن