ترجمه "semination" به فارسی
افشانش, پراکنش, انتشار بهترین ترجمه های "semination" به فارسی هستند.
semination
noun
دستور زبان
The act of sowing or spreading. [..]
-
افشانش
-
پراکنش
-
انتشار
noun
-
ترجمه های کمتر
- نشر
- تخم افشانی
- تخم پاشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "semination" با ترجمه به فارسی
-
باضافه · دانه · نطفه
-
(مجازی) زایشگر · آغازگر · اساسی · اصلی · اندیشه آفرین · باز آورشی · بدعت گر · بدوی · بنیادین · تخمی · توالدی · جرثومه ای · جنینی · حیاتی · دانه ای · زایشی · مهم · مکتب آفرین · نرابی · وابسته به تخم یا بذر یا منی
-
غده وزیکولی
-
غدد وزیکولی · وزيكلهاي منوي
-
اسپرم · انزالكردن · منی · پلاسماي مني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن