ترجمه "senescent" به فارسی

سالخورده, در حال پیرشدن, روبه پیری بهترین ترجمه های "senescent" به فارسی هستند.

senescent adjective دستور زبان

Growing old; decaying with the lapse of time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالخورده

  • در حال پیرشدن

  • روبه پیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " senescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "senescent" با ترجمه به فارسی

  • سرباز کردن · پیر شدن · پیرشدن
  • دوره پیری · سالخورده · پیرشدگی · پیری
اضافه کردن

ترجمه های "senescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه