ترجمه "sensible" به فارسی
محسوس, حساس, معقول بهترین ترجمه های "sensible" به فارسی هستند.
Easily perceived; appreciable. [..]
-
محسوس
adjectivenot only was the leak yet undiscovered, but it sensibly increased.
نه فقط نقطه نشر آب را پیدا نکرده بودند بلکه به طور محسوس آب بیشتری میتراویده است.
-
حساس
He would not have hurt them for the world, And he was not very sensible of the ridiculous.
از آن گذشته، خودش نیز به جنبههای مسخرهٔ هر چیز پر هم حساس نبود.
-
معقول
adjectiveThey can discuss it on the honeymoon and decide more sensibly.
ميتونن توي ماه عسل صحبت کنند و معقول تر تصميم بگيرند.
-
ترجمه های کمتر
- منطقی
- عاقلانه
- آگاه
- جور
- خردمندانه
- سوهشمند
- خردمند
- موجه
- (لباس و غیره) مناسب
- سوهش پذیر
- قابل احساس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sensible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Sensible" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sensible در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sensible" با ترجمه به فارسی
-
اگاهی · رفتار عملی یا عاقلانه · عملی بودن · محسوسیت · نمایانی
-
بطور نمایان یا محسوس
-
(معمولا جمع) احساسات · احساس ودرک · توانایی احساس · حساسیت · رجوع شود به sensitivity · زودرنجی · سوهش پذیری · سوهشمندی · ظرافت طبع · نازک طبعی