ترجمه "sentiment" به فارسی

احساس, تمایل, عاطفه بهترین ترجمه های "sentiment" به فارسی هستند.

sentiment noun دستور زبان

A general thought, feeling, or sense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساس

    noun

    He appeared to return to better sentiments with regard to Gavroche's lodging.

    به نظرش رسید که احساسات خوبی نسبت به خانه گاو روش پیدا کرده است.

  • تمایل

    noun
  • عاطفه

    noun

    He only disliked sheepish sentimentality, as he expressed it in his schoolboy language.

    لکن تاب تحمل این ابراز عواطف آمیخته به گریه و ناله را بقول خودش نداشت.

  • ترجمه های کمتر

    • نظر
    • عقیده
    • قسم
    • گمان
    • باور
    • شورنمایی
    • درود
    • گرایش
    • حساسیت
    • استدلال
    • تعارف
    • ترغیب
    • تشویق
    • (مثلا هنگام نوشیدن به سلامتی کسی) جمله ی درودآمیز
    • (معمولا جمع) عواطف
    • (هنر و ادبیات) بیان احساسات
    • (هنر و ادبیات) بیان احساسات به طورافراطآمیز و زننده
    • احساسات
    • سوهش نمایی
    • سوهش پذیری
    • عقیده دینی
    • پرسوهش نمایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sentiment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sentiment
+ اضافه کردن

"Sentiment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sentiment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sentiment" با ترجمه به فارسی

  • احساساتی · خیال انگیز · سانتیمانتال · سترسایی · سوهش انگیز · سوهشی · عاطفی · پر احساس
  • احساسات گرایی · احساساتی گری · تمایل به غلو در بیان احساسات · سانتیمانتالیسم · سوهش گرایی
  • آه و ناله ی غلوآمیز · تمایل به غلو در بیان احساسات · فزون سوهش نمایی · ننه من غریبم
  • با احساسات (معمولا با احساسات غلوآمیز) بیان کردن · با احساسات آمیختن · سوهش نمایی کردن
  • از روی احساسات یاعاطفه
  • ایجاد احساسات وعواطف ف
  • رویکرد به بازار
اضافه کردن

ترجمه های "sentiment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه