ترجمه "sentimental" به فارسی

سانتیمانتال, احساساتی, عاطفی بهترین ترجمه های "sentimental" به فارسی هستند.

sentimental adjective دستور زبان

Characterized by sentiment, sentimentality or excess emotion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سانتیمانتال

    characterized by sentiment, sentimentality or excess emotion

    it looks sentimental tipped that way and will fly off at the first puff.

    چون اینطوری خیلی سانتیمانتال است و ممکن است با اولین باد به هوا پرواز نماید.

  • احساساتی

    adjective

    She is more to me than his precious mine to that sentimental Englishman.

    او برای من بیش از آن معدن برای آن مرد انگلیسی احساساتی ارزش و اهمیت دارد.

  • عاطفی

    fearful lest this sudden contact should take too intimate and sentimental a turn too quickly.

    بیمناک بود که مبادا این برخورد ناگهانی به سرعت جنبه عاطفی و بیتکلفی پیدا کند.

  • ترجمه های کمتر

    • سترسایی
    • سوهشی
    • خیال انگیز
    • سوهش انگیز
    • پر احساس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sentimental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sentimental" با ترجمه به فارسی

  • (مثلا هنگام نوشیدن به سلامتی کسی) جمله ی درودآمیز · (معمولا جمع) عواطف · (هنر و ادبیات) بیان احساسات · (هنر و ادبیات) بیان احساسات به طورافراطآمیز و زننده · احساس · احساسات · استدلال · باور · ترغیب · تشویق · تعارف · تمایل · حساسیت · درود · سوهش نمایی · سوهش پذیری · شورنمایی · عاطفه · عقیده · عقیده دینی · قسم · نظر · پرسوهش نمایی · گرایش · گمان
  • احساسات گرایی · احساساتی گری · تمایل به غلو در بیان احساسات · سانتیمانتالیسم · سوهش گرایی
  • آه و ناله ی غلوآمیز · تمایل به غلو در بیان احساسات · فزون سوهش نمایی · ننه من غریبم
  • با احساسات (معمولا با احساسات غلوآمیز) بیان کردن · با احساسات آمیختن · سوهش نمایی کردن
  • از روی احساسات یاعاطفه
  • ایجاد احساسات وعواطف ف
  • رویکرد به بازار
اضافه کردن

ترجمه های "sentimental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه