ترجمه "sentry" به فارسی
نگهبان, نگهبانی, کشیک بهترین ترجمه های "sentry" به فارسی هستند.
sentry
noun
دستور زبان
A guard, particularly on duty at the entrance to a military base. [..]
-
نگهبان
nounHe clapped his hands for the sentry, who hurried in and pinioned me.
بالاخره دستهایش را به هم زد و نگهبان وارد شد و دستهای مرا گرفت.
-
نگهبانی
nounHe felt like a sentry who had fallen asleep at his post suddenly called to attention.
احساس نگهبانی را داشت که درحالیکه سرپست به خواب رفته باشد. غافلگیرشده باشد.
-
کشیک
-
ترجمه های کمتر
- آژیرگر
- (به ویژه ارتش) نگهبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sentry
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sentry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sentry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sentry" با ترجمه به فارسی
-
اتاقک نگهبان · اتاقک نگهبانی · سرپناه نگهبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن