ترجمه "separately" به فارسی
جداگانه, سواسوا, علیحده بهترین ترجمه های "separately" به فارسی هستند.
separately
adverb
دستور زبان
In a separate manner. [..]
-
جداگانه
adjective adverbThe rest were divided into parties, each with a separate job to do.
بقیه به دستجاتی تقسیم شده و هر یک کار جداگانه را انجام میدادند.
-
سواسوا
-
علیحده
-
ترجمه های کمتر
- فردافرد
- جداجدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " separately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Separately
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Separately" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Separately در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "separately" با ترجمه به فارسی
-
ادج یكناب كچ
-
لائیسیته
-
اخراج · انتزاع · انشعاب · برکناری · تفرقه · جداساز · جداکردن · جدایی · حائل · خاتمه خدمت · درز · دسته دسته سازی · سواکردن · شکاف · فاصل · فاصله · فراق
-
تفکیک · جدا ساز · جدا سازی · جداکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن