ترجمه "separator" به فارسی
جداگر, (شخص یا دستگاه) جداساز, دستگاه کره گیری بهترین ترجمه های "separator" به فارسی هستند.
separator
noun
دستور زبان
An object located between two or more things and hence separates them. [..]
-
جداگر
-
(شخص یا دستگاه) جداساز
-
دستگاه کره گیری
-
فیلتر سپراتور
pressure vessel used for separating well fluids produced from oil and gas wells into gaseous and liquid components
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " separator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "separator" با ترجمه به فارسی
-
ادج یكناب كچ
-
لائیسیته
-
جداجدا · جداگانه · سواسوا · علیحده · فردافرد
-
اخراج · انتزاع · انشعاب · تفرقه · جداکردن · حائل · خاتمه خدمت · درز · دسته دسته سازی · سواکردن · شکاف · فاصله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن