ترجمه "session" به فارسی
نشست, همايش, جلسه بهترین ترجمه های "session" به فارسی هستند.
session
verb
noun
دستور زبان
A period devoted to a particular activity; a training session. [..]
-
نشست
nounperiod devoted to a particular activity [..]
May I express my gratitude for being permitted to attend today's session?
مي توانم سپاسگذاري کنم به خاطر اجازه دادن به من به ديدار نشست امروز
-
همايش
nounmeeting of a body to conduct business
-
جلسه
nounA collaborative meeting or formal presentation in which a participant has chosen to share an application or desktop.
Our first session lasts two hours, a mix of history, biology and math.
اولین جلسه کلاس ما دو ساعت طول میکشد، با کمی تاریخ، زیست شناسی و ریاضی.
-
ترجمه های کمتر
- مجلس
- اجلاس
- دیدار
- ویزیت
- جرگه
- (آموزش) دوره (term هم می گویند)
- (کلیسای پرسبیتارین) هیات رئیسه
- برنامه ی آموزش روزانه
- روز مدرسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " session " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "session" با ترجمه به فارسی
-
دادگاهی که هر سه ماه یک بار تشکیل می شود
-
دیسک تک جلسه ای
-
جلسه
-
جلسه عمومی
-
جلسه اشتراک گذاری زنده
-
لایه نشست
-
جلسه فوق العاده
-
جلسه اس · مربوط بدوره اجلاسیه مجلس · وابسته بدوره سالیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن