ترجمه "sessional" به فارسی
جلسه اس, مربوط بدوره اجلاسیه مجلس, وابسته بدوره سالیانه بهترین ترجمه های "sessional" به فارسی هستند.
sessional
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to a period, often an academic term or a sitting of a legislative body. [..]
-
جلسه اس
-
مربوط بدوره اجلاسیه مجلس
-
وابسته بدوره سالیانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sessional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sessional" با ترجمه به فارسی
-
دادگاهی که هر سه ماه یک بار تشکیل می شود
-
دیسک تک جلسه ای
-
جلسه
-
جلسه عمومی
-
جلسه اشتراک گذاری زنده
-
لایه نشست
-
جلسه فوق العاده
-
(امریکا - عامیانه) گردهمایی کوچک و خودمانی (برای صحبت و بحث)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن