ترجمه "sessional" به فارسی

جلسه اس, مربوط بدوره اجلاسیه مجلس, وابسته بدوره سالیانه بهترین ترجمه های "sessional" به فارسی هستند.

sessional adjective noun دستور زبان

Pertaining to a period, often an academic term or a sitting of a legislative body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلسه اس

  • مربوط بدوره اجلاسیه مجلس

  • وابسته بدوره سالیانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sessional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sessional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sessional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه