ترجمه "seventh" به فارسی
هفتم, هفتمین, هفتمی بهترین ترجمه های "seventh" به فارسی هستند.
seventh
noun
adjective
دستور زبان
The ordinal form of the number seven. [..]
-
هفتم
adjectiveordinal form of the number seven
I got that on the seventh at the great battle of la Moskowa.
این گلوله در نبرد بزرگ هفتم در حوالی مسکو به پای من اصابت کرد.
-
هفتمین
adjectiveI understand there's a seventh son of a seventh son that lives here.
فهمیدم که هفتمین پسرِ هفتمین پسر ، اینجا زندگی می کنه.
-
هفتمی
You look more like a seventh grader at his first dance.
بیشتر شبیه یه کلاس هفتمی شدی که میخواد بره به اولین جشن رقصش
-
ترجمه های کمتر
- (موسیقی) نت هفتم
- آکورد هفتم
- تن هفتم
- هفتمین (th7)
- یک هفتم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seventh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seventh" با ترجمه به فارسی
-
مربوط به صورت
-
آسمان هفتم · بهشت برین · خوشی · خوشی کامل · سعادت · کامیابی
-
متمم هفتم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
(معمولا S بزرگ) پذیرنده ی شنبه به عنوان روز مقدس (به جای یکشنبه) · وابسته به روز هفتم · وابسته به شنبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن