ترجمه "seventhly" به فارسی

سابعا, هفتم, هفتم انکه بهترین ترجمه های "seventhly" به فارسی هستند.

seventhly adverb دستور زبان

In the seventh place; seventh in a row. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سابعا

  • هفتم

    adjective

    Seventhly: for a broken thread ten sous are withheld in the weaving shop;

    هفتم: به زندانیانی که در قسمت بافندگی و ریسندگی کار میکنند برای هر قرقره دهشانی کمتر از معمول اجرت داده میشود.

  • هفتم انکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seventhly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "seventhly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه