ترجمه "severity" به فارسی
شدت, سختی, تندی بهترین ترجمه های "severity" به فارسی هستند.
severity
noun
دستور زبان
The state of being severe. [..]
-
شدت
degree of something undesirable; badness
Now that it appeared that the girl was in decent shape, the anxiety for my family became severe.
حالا که معلوم شده بود آن دختر در حالت عادی است، نگرانی برای خانوادهام شدت گرفت.
-
سختی
nounBut you may be assured that I am the last person in the world to judge you severely.
ولی مطمئن باش من به هیچ وجه آدم سختی گری نیستم.
-
تندی
It was the tone of austerity answering the tone of severity.
این لحن تندی بود در قبال یک لحن متین.
-
ترجمه های کمتر
- سختگیری
- بدی
- جانفرسایی
- ستهمی
- ترشی
- دشواری
- اشکال
- (ناخوشایند) سادگی
- بی زیبی
- تلخی و خشونت
- دقت زیاد
- طاقت فرسایی
- عاری بودن از لطافت و زینت
- هر چیز شدید (مثلا تنبیه شدید)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " severity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "severity" با ترجمه به فارسی
-
حق سنوات · پاداش خاتمه خدمت یا انفصال (در صورت حسن سابقه)
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
بریدن · جدا کردن · جداکردن یا شدن · دور افتادن · قطع کردن یا شدن · پاره کردن یا شدن · گسستن
-
بیماری سارس
-
تیبويعم تدش
-
بدی · ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سختی
-
قابلیت تقسیم · قابلیت جدا شدن · قابلیت سواشدن
-
مزایای پایان خدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن