ترجمه "severity" به فارسی

شدت, سختی, تندی بهترین ترجمه های "severity" به فارسی هستند.

severity noun دستور زبان

The state of being severe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدت

    degree of something undesirable; badness

    Now that it appeared that the girl was in decent shape, the anxiety for my family became severe.

    حالا که معلوم شده بود آن دختر در حالت عادی است، نگرانی برای خانوادهام شدت گرفت.

  • سختی

    noun

    But you may be assured that I am the last person in the world to judge you severely.

    ولی مطمئن باش من به هیچ وجه آدم سختی گری نیستم.

  • تندی

    It was the tone of austerity answering the tone of severity.

    این لحن تندی بود در قبال یک لحن متین.

  • ترجمه های کمتر

    • سختگیری
    • بدی
    • جانفرسایی
    • ستهمی
    • ترشی
    • دشواری
    • اشکال
    • (ناخوشایند) سادگی
    • بی زیبی
    • تلخی و خشونت
    • دقت زیاد
    • طاقت فرسایی
    • عاری بودن از لطافت و زینت
    • هر چیز شدید (مثلا تنبیه شدید)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " severity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "severity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "severity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه