ترجمه "severely" به فارسی

سخت, بسختی, شدیدا بهترین ترجمه های "severely" به فارسی هستند.

severely adverb دستور زبان

In a severe manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Grazia lost her patience and scolded him severely.

    دیگر برای گراتسیاحوصله نماند؛ سخت با بچه تغیر کرد.

  • بسختی

    While the exiles were in Babylon, pure worship was severely restricted.

    در طی دوران تبعید یهودیان در بابل، پرستش پاک بسختی آسیب دید.

  • شدیدا

    He'd forgotten altogether, and that severely diminished his free time.

    مایک کلاً فراموش کرده بود، انجام آن شدیدا از اوقات فراقتش کم میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " severely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "severely" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "severely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه