ترجمه "severe" به فارسی
سخت, شديد, سخت گیر بهترین ترجمه های "severe" به فارسی هستند.
severe
adjective
دستور زبان
Very bad or intense. [..]
-
سخت
adjectiveGrazia lost her patience and scolded him severely.
دیگر برای گراتسیاحوصله نماند؛ سخت با بچه تغیر کرد.
-
شديد
All of these kids were born with severe brain damage.
همه ي اين بچه ها با صدمات شديد مغزي بدنيا اومدند.
-
سخت گیر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- شدید
- جدی
- سختگیر
- مشکل
- عبوس
- تند
- دشوار
- کوبنده
- ساده
- تندخو
- عالی
- ستهم
- جانفرسا
- سور
- خطرناک
- بی آذین
- بی زیب
- طاقت فرسا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " severe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "severe"
عباراتی شبیه به "severe" با ترجمه به فارسی
-
حق سنوات · پاداش خاتمه خدمت یا انفصال (در صورت حسن سابقه)
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
بریدن · جدا کردن · جداکردن یا شدن · دور افتادن · قطع کردن یا شدن · پاره کردن یا شدن · گسستن
-
بیماری سارس
-
تیبويعم تدش
-
بدی · ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سختی
-
قابلیت تقسیم · قابلیت جدا شدن · قابلیت سواشدن
-
مزایای پایان خدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن