ترجمه "severe" به فارسی

سخت, شديد, سخت گیر بهترین ترجمه های "severe" به فارسی هستند.

severe adjective دستور زبان

Very bad or intense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Grazia lost her patience and scolded him severely.

    دیگر برای گراتسیاحوصله نماند؛ سخت با بچه تغیر کرد.

  • شديد

    All of these kids were born with severe brain damage.

    همه ي اين بچه ها با صدمات شديد مغزي بدنيا اومدند.

  • سخت گیر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • شدید
    • جدی
    • سختگیر
    • مشکل
    • عبوس
    • تند
    • دشوار
    • کوبنده
    • ساده
    • تندخو
    • عالی
    • ستهم
    • جانفرسا
    • سور
    • خطرناک
    • بی آذین
    • بی زیب
    • طاقت فرسا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " severe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "severe"

عباراتی شبیه به "severe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "severe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه