ترجمه "severance" به فارسی
قطع, جداشدگی, انفصال بهترین ترجمه های "severance" به فارسی هستند.
severance
noun
دستور زبان
A separation. [..]
-
قطع
Oh, you speak of severing bonds, but remain firmly tethered!
در مورد قطع رابطه حرف ميزني ، ولي هنوز افسارت تو دستشه!
-
جداشدگی
-
انفصال
-
ترجمه های کمتر
- بریدگی
- نزاع
- تجزیه
- خاتمه خدمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " severance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Severance
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Severance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Severance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "severance" با ترجمه به فارسی
-
حق سنوات · پاداش خاتمه خدمت یا انفصال (در صورت حسن سابقه)
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
بریدن · جدا کردن · جداکردن یا شدن · دور افتادن · قطع کردن یا شدن · پاره کردن یا شدن · گسستن
-
بیماری سارس
-
تیبويعم تدش
-
بدی · ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سختی
-
قابلیت تقسیم · قابلیت جدا شدن · قابلیت سواشدن
-
مزایای پایان خدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن