ترجمه "several" به فارسی
چند, چندین, چندتا بهترین ترجمه های "several" به فارسی هستند.
several
noun
adverb
دستور زبان
By itself; severally. [..]
-
چند
determinerconsisting of a number more than two, but not very many
Whenever we have such lovely rain, I recall the two of us, several years ago.
وقتی که بارانی به این قشنگی می بارد، من به یاد خودمان دو تا در چند سال قبل می افتم.
-
چندین
determinerOur company supports several cultural events.
شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند.
-
چندتا
Last night I was in contact with several of my colleagues.
ديشب با چندتا از همكارها در ارتباط بودم.
-
ترجمه های کمتر
- متعدد
- جداگانه
- جدا
- مشخص
- معدود
- بسمار
- شمارا
- مجزا
- متمایز
- مختلف 5 - چند نفر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " several " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "several" با ترجمه به فارسی
-
حق سنوات · پاداش خاتمه خدمت یا انفصال (در صورت حسن سابقه)
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
بریدن · جدا کردن · جداکردن یا شدن · دور افتادن · قطع کردن یا شدن · پاره کردن یا شدن · گسستن
-
بیماری سارس
-
تیبويعم تدش
-
بدی · ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سختی
-
قابلیت تقسیم · قابلیت جدا شدن · قابلیت سواشدن
-
مزایای پایان خدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن