ترجمه "sew" به فارسی
دوختن, آجیدن, dukhtan بهترین ترجمه های "sew" به فارسی هستند.
sew
verb
دستور زبان
(intransitive) To use a needle to pass thread repeatedly through pieces of fabric in order to join them together. [..]
-
دوختن
verb(transitive) use a needle
It was around that time that Amaranta started sewing her own shroud.
تقریباً در همین زمانها بود که آماران تا شروع به دوختن کفن خود نمود.
-
آجیدن
(transitive) use a needle
-
dukhtan
-
ترجمه های کمتر
- بخیه زدن
- خیاطی کردن
- آژیدن
- دوزندگی کردن
- کوک زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sew " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sew"
عباراتی شبیه به "sew" با ترجمه به فارسی
-
سنجاقک · سوزن
-
بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
-
تصدی ملبوسات
-
بخیه · خیاطی · دوخت · دوخت و دوز · دوزندگی · سوزن دوزی
-
(امریکا) گروه بانوان دوزنده (در راه امور خیریه)
-
ماشین دوزندگی · چرخ خیاطی
-
بخیه · خیاطی · دوخت · دوخت و دوز · دوزندگی · سوزن دوزی
-
ماشین دوزندگی · چرخ خیاطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن