ترجمه "sewing" به فارسی

خیاطی, دوزندگی, بخیه بهترین ترجمه های "sewing" به فارسی هستند.

sewing noun verb دستور زبان

Present participle of sew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیاطی

    noun

    Anna sat by the window with her everlasting sewing.

    آنا با کار خیاطی همیشگیش کنار پنجره نشست.

  • دوزندگی

    noun

    craft of fastening or attaching objects using stitches made with a needle and thread

    At that hour most of the others were sewing likewise;

    در آن ساعت بیشتر شاگردها مثل من مشغول دوزندگی بودند

  • بخیه

    noun

    I'll tell you in the back when you're sewing me up.

    وقتی اون پشت بخیه ـم میزنی بهت میگم

  • ترجمه های کمتر

    • دوخت
    • دوخت و دوز
    • سوزن دوزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sewing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sewing" با ترجمه به فارسی

  • سنجاقک · سوزن
  • بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن
  • sew
    dukhtan · آجیدن · آژیدن · بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن · دوزندگی کردن · کوک زدن
  • تصدی ملبوسات
  • (امریکا) گروه بانوان دوزنده (در راه امور خیریه)
  • ماشین دوزندگی · چرخ خیاطی
  • sew
    dukhtan · آجیدن · آژیدن · بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن · دوزندگی کردن · کوک زدن
  • sew
    dukhtan · آجیدن · آژیدن · بخیه زدن · خیاطی کردن · دوختن · دوزندگی کردن · کوک زدن
اضافه کردن

ترجمه های "sewing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه