ترجمه "shading" به فارسی
سایه, سايه, سایهسازی بهترین ترجمه های "shading" به فارسی هستند.
shading
verb
noun
Present participle of shade. [..]
-
سایه
nounThe fat Borzois lay in the shade by the coach house.
چند سگ تازی با پوست نرم و براق کنار جایگاه درشکهها در سایه خفته بودند.
-
سايه
nounOoh. You got a cool breeze blowing through the shade here.
زير اين سايه باد خنکي واست داره مياد.
-
سایهسازی
-
ترجمه های کمتر
- سایبان
- تغییرکم
- مظله
- (از نور یا گرما) پناه
- (تصویر) سایه روشن
- تفاوت ناچیز
- سايه مصنوعي
- سایه انداز
- سایه زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shading" با ترجمه به فارسی
-
(ادبی) روح · (از نور یا حرارت) حفظ کردن · (به ویژه اطراف چشم را) سیاه کردن · (جمع - خودمانی)عینک آفتابی (بیشتر: sunglasses) 2 · (قدیمی) رجوع شود به shadow · (قیمت و غیره) کمی کاستن 8 · (معمولا جمع) جای دنج · (نقاشی و عکس و غیره) سایه (روشن) · آباژور · اندک · به تدریج تبدیل شدن یا عوض شدن · تار کردن 6 · تاریک کردن · تاریکی · تخیل · تغییر بسیار کم دادن · تفاوت جزئی · تیرگی · حصیر پنجره 1 · خفیف · خلوتگاه · دگرسانی کم · ذره · رجوع شود به lampshade 0 · رنگ · روح · زیرکی · سايه · سایبان · سایه · سایه انداختن یا افکندن 4 · سایه دار کردن · سایه رنگ · سایه روشن · سایه روشن کردن · سیاهی · شبح · فام · مظله 3 · میزان تیرگی رنگ · نی نی · وسمه کشیدن · پنجره پوش (window shade هم می گویند) · پنهان کردن · پوشاندن 5 · کرکره · کم · کمی حرکت دادن 7 · گونا · یک ذره عوض کردن یا جابجا کردن
-
تحمل سايه
-
پنهان کردن
-
نورتاب
-
درختان سايهاي · گیاهان سایهساز
-
حباب دار · سایه دار · سایه زده · پوشیده
-
عینک آفتابی
-
سسک بیشه سایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن