ترجمه "shagginess" به فارسی

زبری, پرمویی, پشمالویی بهترین ترجمه های "shagginess" به فارسی هستند.

shagginess noun دستور زبان

The property of being shaggy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبری

    Grigory felt under the animal's shaggy fur for its windpipe, and drew the knife across it.

    گری گوری زیر موهای زبری که زیر دستش راست ایستاده بودنای گرگ را لمس کرد و با یک ضربهٔ کارد آن را برید.

  • پرمویی

  • پشمالویی

    Any day, however, one might see sharp horned and shaggy haired creatures running with the sheep

    معهذا انسان هر روز در میان گله گوسفند، چشمش به حیوانات تیزشاخ و پشمالویی میافتاد که بهرسو میدویدند

  • ترجمه های کمتر

    • کرکی
    • در هم برهمی شاخه های درخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shagginess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shagginess" با ترجمه به فارسی

  • شگی
  • انبوه
  • انبوه · زبر · زمخت · پر مو · پر پشت · پرزدار · پشمالو · ژولیده · کرک دار · گوریده
  • انبوه
اضافه کردن

ترجمه های "shagginess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه