ترجمه "shaking" به فارسی
تپش, تکان بهترین ترجمه های "shaking" به فارسی هستند.
shaking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of shake. [..]
-
تپش
noun -
تکان
nounI give it a harder shake, to make sure it isn't simply stuck.
آن را محکم تر تکان میدهم تا مطمئن شوم که به جایی گیر نکرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shaking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shaking" با ترجمه به فارسی
-
(از نمک پاش و غیره) افشاندن · (با کسی) تاکردن 1 · (به ویژه در مورد کسی که در جاده و غیره مورد تعقیب است) رد گم کردن · (جمع - عامیانه - با: the - در اثر بیماری یا ترس یا الکلیسم و غیره) لرز · (سنگ یا الوار) ترک · (عامیانه) رفتار · (عامیانه) لحظه · (عامیانه)زلزله 7 · (مخفف) رجوع شود به milkshake 8 · (موسیقی) صدا را لرزاندن · آشفته کردن یا شدن · آن · از سر باز کردن · الان 0 · به لرزه درآوردن · تب و لرز 9 · تحریر دادن · تخته 6 · ترک خوردگی 5 · تکان · تکان خوردن · تکان دادن · تکان روحی دادن · تکاندن · جنبان بودن 3 · جنباندن · جنبایی · جنبش · جنبیدن · حرکت · حرکت پس و پیش · دست · دست دادن (با کسی) · دلی دلی کردن · دم · رجوع شود به brandish · رعشه · سست کردن یا شدن · سستی 4 · شکاف · شیبانیدن · شیبیدن · فرار کردن · قال گذاشتن · لاندن · لانش 2 · لرز · لرزان کردن یا شدن یا بودن · لرزاندن · لرزش · لرزه · لرزیدن · لقی · لوشیدن 1 · متزلزل کردن یا شدن · مرتعش کردن یا شدن · معامله · پاشیدن (همراه با تکان) · چهچهه زدن (trill هم می گویند) 0 · گلاندن · یکه · یکه خوردن
-
دست دادن
-
بسیار مهم · جهان لرزان
-
تجدید سازمان · تغییر سیاست · تکان دادن (رجوع شود به shake) · صورت جدید · نو سازمانی · نو سامانی
-
رجوع شود به Parkinson's disease
-
تکان دادن
-
دور انداختن · پراکندن، انگیختن
-
زود باش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن