ترجمه "shallow" به فارسی
کم عمق, تنک, تخت بهترین ترجمه های "shallow" به فارسی هستند.
shallow
adjective
verb
noun
دستور زبان
Having little depth; significantly less deep than wide. [..]
-
کم عمق
adjectivehaving little depth and significantly less deep than wide
We swam with the porpoises that played in the warm, shallow waters there.
با دلفینهایی که در آب گرم و کم عمق آنجا بازی میکردند شنا کردیم.
-
تنک
adjectivehaving little depth and significantly less deep than wide
-
تخت
adjective nounhaving little depth and significantly less deep than wide
-
ترجمه های کمتر
- سطحی
- کوتاه
- ضعیف
- خفیف
- آبتل
- سنار
- فرناد
- پایاب
- تنگ
- (معمولا جمع - با: the) پایاب
- بی مایه
- تنگاب (shoal هم می گویند)
- کم عمق کردن یا شدن
- کم مایه
- کم ژرفا
- کم ژرفا کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shallow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shallow
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shallow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shallow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "shallow" با ترجمه به فارسی
-
پایابی · کم عمقی
-
پایابی · کم عمقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن