ترجمه "shame" به فارسی

شرم, خجالت, خجلت بهترین ترجمه های "shame" به فارسی هستند.

shame verb noun interjection دستور زبان

Uncomfortable or painful feeling due to recognition or consciousness of impropriety, dishonor, or other wrong in the opinion of the person experiencing the feeling. It is caused by awareness of exposure of circumstances of unworthiness or of improper or indecent conduct. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرم

    noun

    uncomfortable or painful feeling [..]

    It'd be a shame if we polizei couldn't help.

    خيلي شرم آوره که که ما ، پليس ها ، نتونيم کمکي بکنيم.

  • خجالت

    noun

    I am always overcome with shame when I think about it.

    هر وقت یاد اون شب میافتم از خودم خجالت میکشم.

  • خجلت

    noun

    And then shame came to him. He knew laughter and the meaning of it.

    سرانجام خجلت سرا پـابش را فرا گرفت و خـنده و مـعنای آن را فهمید.

  • ترجمه های کمتر

    • افتضاح
    • خجالت دادن
    • شرمنده کردن
    • شرمساری
    • شرمندگی
    • ننگ
    • حیف
    • سرافکندگی
    • حیا
    • عار
    • خفت
    • افسوس
    • خواری
    • روسیاهی
    • آزرم
    • فضاحت
    • بوری
    • خیطی
    • (معمولا با: into) به زور خجالت وادار کردن
    • آبروریزی کردن
    • باعث آبروریزی
    • بور کردن
    • بی آبرو کردن
    • بی آبرویی
    • تاسف آور
    • تو رو دربایستی انداختن
    • خجلت زده کردن
    • خیط کردن
    • دریغ (بودن)
    • سر غیرت آوردن
    • شرمگین کردن
    • مایه ی تاسف
    • مایه ی ننگ
    • مقصر دانستن
    • ننگ بالا آوردن
    • کار زشت
    • کنف شدگی
    • کنف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shame " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shame

Shame (film)

+ اضافه کردن

"Shame" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shame در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shame" با ترجمه به فارسی

  • حساسه · گیاه حساس
  • خجالت دادن · خجالت زده · شرمسار · شرمنده · شرمنده کردن
  • رسوایی · زشتی · عار · قباحت · ننگ
  • شرم بر ، ننگت باد
  • بزهکار · شرمگین · مجرم · مقصر · گناهکار
  • اهانت آمیز · خجلت آور · زننده · شرم آور · ننگ آمیز · ننگین · هرزه · گست
  • اهانت آمیز · خجلت آور · زننده · شرم آور · ننگ آمیز · ننگین · هرزه · گست
  • اهانت آمیز · خجلت آور · زننده · شرم آور · ننگ آمیز · ننگین · هرزه · گست
اضافه کردن

ترجمه های "shame" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه