ترجمه "sheeny" به فارسی
پر زرق وبرق, درخشان, صاف بهترین ترجمه های "sheeny" به فارسی هستند.
sheeny
adjective
noun
دستور زبان
(slang, offensive) A Jew. [..]
-
پر زرق وبرق
adjective noun -
درخشان
adjectiveHe was not sure that he could manage the sheeny, and he did not mean to take any chances with his district;
او مطمئن نبود که میتواند این آبجو ساز درخشان را در دست داشته باشد و نمیخواست ناحیهاش را به مخاطره بیندازد.
-
صاف
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sheeny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن