ترجمه "sheds" به فارسی
اتاقکها ترجمه "sheds" به فارسی است.
sheds
verb
noun
Plural form of shed. [..]
-
اتاقکها
Ain't you them kids that have been whacking off in my tool shed?
شما همون بچه هايي نيستين که تو اتاقک ابزار آلاتم جَغ ميزدن ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sheds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sheds" با ترجمه به فارسی
-
اشيانه هواپيما · حفاظ · پناهنگاه
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
(از شر چیزی یا کسی) راحت شدن 0 · (سگ و گربه و انسان و غیره) مو ریختن · (مار و غیره) پوست انداختن · (ماشین بافندگی) خط تار · (ماهی و غیر) تخم ریختن · (مجازی) ساطع کردن · (پرنده) تو لک رفتن · (که ماکو در آن رفت و آمد می کند) · (گیاه) تخم ریختن · - دان · آب را در خود راه ندادن · آلونک · اتاقک (برای انبار کردن ماشین چمن زنی و ابزار باغ و غیره) آلونک · انبار · انبار بی دیوار (یا از یک سو بی دیوار) · انداختن · برگ ریختن · بیرون دادن · بیرون ریختن · تخم افشاندن · تخم پراکندن · تراواندن · خزان کردن · دور انداختن · دور ریختن · رجوع شود به watershed 1 · رخشاندن · ریختن · شکاف تار · فشاندن · پاد آب بودن · پر ریختن · پس زدن · پشم ریختن · پوست انداختن · کریچ · کپر · گلاندن · گلانیدن
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
پوست
-
کشت و کشتار
-
توضیح دادن · درخشان ساختن · روشن کردن · متبلور کردن · چراغانی کردن
-
(از شر چیزی یا کسی) راحت شدن 0 · (سگ و گربه و انسان و غیره) مو ریختن · (مار و غیره) پوست انداختن · (ماشین بافندگی) خط تار · (ماهی و غیر) تخم ریختن · (مجازی) ساطع کردن · (پرنده) تو لک رفتن · (که ماکو در آن رفت و آمد می کند) · (گیاه) تخم ریختن · - دان · آب را در خود راه ندادن · آلونک · اتاقک (برای انبار کردن ماشین چمن زنی و ابزار باغ و غیره) آلونک · انبار · انبار بی دیوار (یا از یک سو بی دیوار) · انداختن · برگ ریختن · بیرون دادن · بیرون ریختن · تخم افشاندن · تخم پراکندن · تراواندن · خزان کردن · دور انداختن · دور ریختن · رجوع شود به watershed 1 · رخشاندن · ریختن · شکاف تار · فشاندن · پاد آب بودن · پر ریختن · پس زدن · پشم ریختن · پوست انداختن · کریچ · کپر · گلاندن · گلانیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن