ترجمه "shed" به فارسی
ریختن, انبار, انداختن بهترین ترجمه های "shed" به فارسی هستند.
(weaving) An area between upper and lower warp yarns through which the weft is woven. [..]
-
ریختن
verbto pour; to make flow [..]
We are forbidden to shed your blood.
جنابعالی ما را از ریختن خون شما منع کردهاند.
-
انبار
nounHe began to run towards the shed, not daring to look behind him.
دوان دوان بی آنکه جرأت کند به پشت سرش بنگرد سوی انبار رفت.
-
انداختن
Verb verbto cast off, to let fall, be divested of
Their bodies were deformed, skin shed like a snake.
بدن اونا تغيير کرده بود ، مثل مار پوست مي انداختن.
-
ترجمه های کمتر
- آلونک
- کپر
- کریچ
- تراواندن
- رخشاندن
- فشاندن
- گلاندن
- گلانیدن
- (از شر چیزی یا کسی) راحت شدن 0
- (سگ و گربه و انسان و غیره) مو ریختن
- (مار و غیره) پوست انداختن
- (ماشین بافندگی) خط تار
- (ماهی و غیر) تخم ریختن
- (مجازی) ساطع کردن
- (پرنده) تو لک رفتن
- (که ماکو در آن رفت و آمد می کند)
- (گیاه) تخم ریختن
- - دان
- آب را در خود راه ندادن
- اتاقک (برای انبار کردن ماشین چمن زنی و ابزار باغ و غیره) آلونک
- انبار بی دیوار (یا از یک سو بی دیوار)
- برگ ریختن
- بیرون دادن
- بیرون ریختن
- تخم افشاندن
- تخم پراکندن
- خزان کردن
- دور انداختن
- دور ریختن
- رجوع شود به watershed 1
- شکاف تار
- پاد آب بودن
- پر ریختن
- پس زدن
- پشم ریختن
- پوست انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Shed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "shed"
عباراتی شبیه به "shed" با ترجمه به فارسی
-
اتاقکها
-
اشيانه هواپيما · حفاظ · پناهنگاه
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
پوست
-
کشت و کشتار
-
توضیح دادن · درخشان ساختن · روشن کردن · متبلور کردن · چراغانی کردن
-
پوست