ترجمه "shibboleth" به فارسی
آزمون, نعره, ارم بهترین ترجمه های "shibboleth" به فارسی هستند.
shibboleth
noun
دستور زبان
A word, especially seen as a test, to distinguish someone as belonging to a particular nation, class, profession etc. [..]
-
آزمون
nounAfter all, you'll only be killing an atheist a man who boggles over 'shibboleth'; and that's no great crime, surely!;
بالاتر از همه، شما فقط یک مرتد را خواهید کشت، مردی که در ادای کلمه آزمون، عاجز میماند؛ و این بدون تردید،
-
نعره
noun -
ارم
noun
-
ترجمه های کمتر
- شعار
- محک
- حکمت
- امتحان
- (انجیل) شبولت
- (واژه یا عبارت یا سنت و غیره) مشخص کننده ی طبقه یا گروه یا ملیت و غیره
- اسم رمز
- اسم عبور
- بیان رایج
- تکیه کلام
- نام شب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shibboleth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن