ترجمه "shield" به فارسی

سپر, حفاظ, پوشش بهترین ترجمه های "shield" به فارسی هستند.

shield verb noun دستور زبان

A broad piece of defensive armor, carried on the arm, formerly in general use in war, for the protection of the body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپر

    noun

    armor [..]

    Alice kept laughing, and held her tray up as a shield.

    آلیس به خندیدن ادامه داد و یک سینی را مثل سپر جلویش گرفت.

  • حفاظ

    You see, Renata is a powerful shield against a physical attack.

    ببین، رناتا در مقابل حملات فیزیکی یه حفاظ قدرتم نده.

  • پوشش

    noun

    Set the pliers over the shielded tab on the end of the chip.

    انبردست رو بذار روي قسمت پوشش حفاظتي تراشه که در قسمت انتهايي تراشه قرار داره

  • ترجمه های کمتر

    • پناه
    • محفظه
    • نگهدار
    • سپرک
    • پاساد
    • پوشانه
    • صدف
    • غلاف
    • سرپناه
    • پوشاندن
    • پشتیبان
    • لاک
    • (برای حفاظت از تابش اتمی) دیواره
    • (برای پوشاندن بخش های متحرک ماشین و غیره) قاب
    • (جانورشناسی) سپرچه
    • (دیواره ی پولادی توپ برای ایمنی توپچی ها) زره توپ
    • (طاق یا آسمانه ی متحرک که در تونل ها و معادن و غیره کارگران را از آوار ایمن می کند) آوارگیر
    • (مجازی) حافظ
    • اتاقک توپ
    • جان بوز
    • جان پناه
    • حفظ کردن
    • دفاع کردن
    • رجوع شود به dress shield
    • سختپوست 0
    • سپر (زمینشناسی)
    • سپر بلا
    • سپر بلا شدن
    • سپر زینتی (که نشان های خانوادگی را روی آن می کشند)
    • سپر شدن یا کردن
    • صفحه نمايش
    • نشان یا تابلو یا مدال به شکل سپر
    • نگهداری کردن 1
    • پنهان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shield " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shield
+ اضافه کردن

"Shield" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shield در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "shield"

عباراتی شبیه به "shield" با ترجمه به فارسی

  • آتشفشان سپری
  • نرسرخسیان
  • (گیاه شناسی) · رجوع شود به cabomba · سوسن آبزی (Brasenia schreberi)
  • نشانهای بزرگراه
  • (پارچه ای که زیر بغل می بندند تا لباس را از عرق بدن حفظ کند) زیربغلی
  • جوشکاری با الکترود دستی پوششدار
  • سن سپرسبز
  • گرماسپر (عایق گرما به ویژه آجرهایی که دماغه فضاناو می چسبانند تا هنگام بازگشت به زمین گداخته نشود)
اضافه کردن

ترجمه های "shield" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه